AtAl Matal

جراید

In نگاه، روزانه، زندگی on ژوئن 2, 2010 at 1:35 ب.ظ.

از یه زمانی که دقیقا یادم نیست کِی، یه تابلوی آینه‏ای که امروزا خیلی خز شده رو اتاق پذیرایی خونه‏ی عمه‏م که فوت شده زده بودن، یه تابلوی خیلی گنده.  این تابلو عبارت بود از یه سبد گل تو یه زمینه‎ی سیاه و حاشیه ی آینه‏ای. کل تابلو هم آینه بود. ما هیچوقت از اون تابلوها نداشتیم. یعنی داشتیما یکی کوچولو، مامانم زده بودش تو راهرو بالای شوفاژ، یه منظره غروب ابلهانه بود.. یادمه دختر عمه‏هام با افتخار تعریف می‏کردن برا روز مادر خریدنش. گوشه‏ی پایین سمت راست یا شایدم گوشه راست سمت بالا نوشته بود «ثبت است بر جریده عالم دوام ما». من هیچوقت نتونستم اون موقع‏ها اینو درست بخونم. و نمی‏فهمیدم چی ثبته بر جریده عالم اونا. اصلا عمه‏م این تابلو رو می‏خواست چی‏کار؟ فکر کنم اونم نتونست هیچوفت این بیت شعرو بخونه چون فقط سواد قرآنی داشت. بعد الان که مرده چی چی ثبت است بر جریده عالم؟ خونشون هیچوقت دیگه بوی قرمه سبزی شم نمیده.. حالا من بعد اندی سال رو یه تیکه کاغذ دو بیت از این شعرو دوباره دیدم:

ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
 فهمیدم چی ثبت شده بود بر جریده عالم اونا.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: