AtAl Matal

Archive for 2009

Lie

In ببین on نوامبر 22, 2009 at 1:57 ب.ظ

تو دروغ بگویی
انگار بیشتر راست میگویی

DEPendency

In روزانه on نوامبر 11, 2009 at 10:25 ق.ظ

دوس دارم، بدم بیاد!

به کسی چه ؟

دعوت‌نامه گوگل ویو

In روزانه on نوامبر 9, 2009 at 12:15 ب.ظ
 خدمتتان عارضم که سه روز است از طریق اینوایت یک دوست در گوگل ویو، عضو شدم. فکر نکنید این عضویت رو به راحتی به دست آوردم، مدتی طولانی در توئیتر به کمین نشسته بودم تا یکی بگه دعوتنامه داره. پس از عضویت چند باری هم با همون عضویتم پز دادم. و بالاخره امروز که اومدم دوباره پز بدم ناگهان مشاهده کردم که 8 فروند دعوت نامه جهت معتاد کردن بقیه به دستم رسیده، حتی احساس منتخب بودن و برگزیده شدن بهم دست داد اصلا.
خلاصه که این پست هم صرفا جهت بالا بردن آمار وبلاگ و به عرش رسوندن این مطلب! ارسال شده و هیچ ارزش دیگری ندارد. همچنین دعوتنامه نیز ندارم. فقط گفتم بدونین منم یه روزی آدم مهمی بودم برا خودم و 8 تا دعوتنامه داشتم.
حالا این دعوت نامه نشد، دعوتنامه های دیگه سطح نت، مثلا از لیست زیر هر دعوتنامه ای خواستید خودم شخصا براتون ارسال میکنم. عبارتند از:
شماره 1. دعوتنامه سرچ دعوتنامه خونه پسر همسایه/ خونه دختر همسایه، در سطح نت
شماره 2. دعوتنامه دست زدن به کاپشن ا.ن از صفحه تلویزیون
شماره 3. دعوتنامه بلیت رفت و برگشت با اتوبوس بی آر تی 
شماره 4. دعوتنامه وبلاگ ممکلته دارم؟
شماره 4/5. دعوتنامه حضور در دایرکت ها، حتی اگه اسمتون جا نشده باشه
شماره 5. دعوتنامه تنفس در هوای آزاد
شماره 6. دعوتنامه جشن های پرشین بلاگ، با مجری موفق قرن بهاره رهنما
شماره 7. دعوتنامه تماشای فیلم های اکران شده در حوزه هنری حتی
همه ی موارد بالا رسید .
پ.ن. با گرفتن دو دعوتنامه، یک دعوتنامه هم از ما هدیه بگیرید.
پ.ن. در صورت تمایل به ماچ کردن صمد مرفاوی به این وبلاگ مراجعه کنید، دعوتنامه شو داره انگار : ))

100people liked this+

In رو بازی کن on نوامبر 2, 2009 at 2:15 ق.ظ

بالاخره زمانی فرامی‌رسد که آدمی
مارک ال از رید می‌شود

EXPectation

In مبارزه on اکتبر 26, 2009 at 10:32 ب.ظ

“فکر نمی‌کنم”
یک پاسخ بسیار تلخ است..

پ.ن هم ندارد

هیچ‌ستان

In خسته, فضا، روزانه on اکتبر 10, 2009 at 11:46 ق.ظ

بی‌آیید و از این دالان عبور کنید

به یغما برید هر آن که می‌خواهید

بربایید و 

      فرو ریزید

بر آب دهید و

     به باد سپارید

دود کنید و 

                                              خاکستر

این هیچستان لایتناهی ست..

lieS

In فیلم, قالب, پ.ن. حرف تازه on اکتبر 6, 2009 at 3:19 ب.ظ

رویا: بزرگتر که بشی همه چیز بی ربطه

آدما منظورشون چیز دیگه ایه،ولی یه حرف دیگه میزنن

(+)

تن‌ها

In دیوانگی, زنده on اکتبر 5, 2009 at 3:10 ب.ظ

با هم می‌رویم
    هر کدام در گوشه ای آرام می‌گیریم
هر یک برای خود گریستیم‌
 ولی با هم

LoseR

In روزانه on اکتبر 4, 2009 at 9:12 ب.ظ
Granpa to Olive: A real loser is somebody that so afraid of not winnning , they don’t even try.

Granpa to Olive: A real loser is somebody that so afraid of  not winning ,they don’t even try.

Little Miss Sunshine (+)

شب‌های روشن

In زن, زندگی, فیلم on اکتبر 3, 2009 at 10:45 ب.ظ

- باز خوبه آدم مطمئنه یکی منتظرش هست، وگرنه به چه عشقی این سر بالایی رو میره بالا

* وقتی هم مطمئنی کسی منتظرت نیست راحت میشه رفت بالا

- پس به نظر شما من چرا سخت میرم بالا

* برای اینکه مطمئن نیستی، مرددی

- رویا

* استاد

خلوت

In من on سپتامبر 30, 2009 at 2:44 ب.ظ

خانه جایی ست
که هنگام خاموشی
در را باز بذاری و بری دستشویی!

MicroScope

In دوباره ها on سپتامبر 17, 2009 at 12:17 ب.ظ

لوله آزمایش،
محل سختی برای زندگی‌ست.

tILLer

In تلخ نوشته on سپتامبر 10, 2009 at 6:33 ب.ظ

ریشه یاب
هیچوقت جوانه نزد.

سنگ

In زندگی on سپتامبر 9, 2009 at 8:11 ب.ظ

عوضی ها،
عوضی به دنیا آمده اند.

09/09/09

In زهرمار on سپتامبر 9, 2009 at 12:29 ب.ظ

پس این بود
همه آنچه رقم خورد

پ.ن. جهت ثبت یک پست در این تاریخ

NoThing

In درون و برون من, شبانه, فیلم, من on سپتامبر 5, 2009 at 2:17 ب.ظ

Sam: who got nothing?
chorus: we got nothing.
Sam: how much nothing?
chorus: too much nothing.
Sam: Says  nothing is not enough alone .. but knock on wood. یا یه همچین چیزی

Casablanca, Sam plays and sings “Knock on Wood”

No. 1

In شبانه on سپتامبر 2, 2009 at 11:58 ب.ظ

این پست جهت ثبت در تاریخ می باشد و
لاغیر.

چهارسو

In ، روزانه،تغییر on سپتامبر 1, 2009 at 4:47 ب.ظ

سه عدد جدایی، خشکسالی است
دروغ تحمل رنج را سخت تر می کند
رنجی که برای امروزم کافی بل زیاد است.

پ.ن. برداشت آزاد
پ.ن. برداشت عاری از برچسب

خودم

In من on آگوست 19, 2009 at 1:31 ب.ظ

و من
آدم ساختار نبودم که
ساختار شکستم.

22

In تولد on آگوست 13, 2009 at 11:20 ق.ظ

مدتی هر روز مرده ام و زنده شده ام و
متولد شدم..
برای چندمین بار متولد میشوم
بارها بیش از انچه هست که هست

نخوان!

In فضا، روزانه, پاره کاغذ on آگوست 10, 2009 at 4:31 ب.ظ

لحظه ام
همان لحظات دقیقی است
که زنی را در برابر نور نشان میدهد
آهنگ موزونی حرکاتش را می نوازد
و نمیتوانی حدس بزنی در ذهن او چه می گذرد..

گذر

In روزانه, زن, پ.ن. حرف تازه on آگوست 9, 2009 at 1:55 ب.ظ

رگبار تندی بود
که صاعقه ای
تمامش کرد..

پ.ن. بی اراده

حفاظت شده: مه

In روزانه on آگوست 4, 2009 at 3:00 ب.ظ

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


نهایت

In روزانه, شعور on جولای 30, 2009 at 12:30 ب.ظ

جفت پوچ

فریاد…

In روزانه on جولای 20, 2009 at 11:44 ب.ظ

FOUNDation

In درون و برون من, دوباره ها, زن, زندگی on جولای 8, 2009 at 7:32 ب.ظ

اگر همه دنیا هم به این زمانی که تلف کردم
اعتراض کنند و مرا نفرین کنند،
هنوز هم اعتقاد دارم که این مدت زمان را احتیاج داشتم ..

پ.ن. اندر باب خوب شدن.

چگونه؟

In دوباره ها, روزانه, زن on جولای 7, 2009 at 1:37 ب.ظ

در عجب بودم که چگونه می توان..
اگر تا اینجا بتوان
باقیش را نیز توانستن ..

RePeaT

In پ.ن. حرف تازه on جولای 5, 2009 at 11:40 ق.ظ

پرده سینما پایین می آید ،
قصه همه آدم ها تکراری ست،
و قصه بعضی تکراری تر.
That’s all Folks.

کوری

In اراده، آدمی, دوباره ها, زن, زندگی, چند؟ on ژوئن 30, 2009 at 10:35 ب.ظ

نکات منفی شخصیتم
آنقدر پرداخته و بزرگنمایی شده،
تا من دیده نشوم.

Bokeh

In عکاسی on ژوئن 29, 2009 at 7:18 ب.ظ

اولین عکس غیرحرفه ای من که قابلیت نمایش در ملاء عام داشت.
همون عکسایی که بعد بارون گرفتم.

سیاه

In روح، جان on ژوئن 21, 2009 at 10:12 ب.ظ

همه ی زخم های روحم
سر باز کرده اند..

مردآب

In انفجار ازادی on ژوئن 21, 2009 at 12:57 ب.ظ

حتی نمیشه لاگ اوت کرد

از طرف:ساکن.ی در بند فیل.تر

حاشا

In آزادی ها، فیلتر on ژوئن 21, 2009 at 11:39 ق.ظ

مراسم دعوت به آرامش
بصرف فیلترینگ!

اندکی صبر

In دوباره ها, روزانه, مبارزه, هست، نیست on ژوئن 14, 2009 at 10:33 ب.ظ

گذر زمان
چه ها را که اثبات نکرد..

پ.ن. دیر می شود فقط ..

saY

In speed, روزانه, سریال, فیلم on ژوئن 5, 2009 at 2:01 ب.ظ

“We spend so much of our lives not saying,
the thing we want to say,
the thing we should say..”

Micheal on Final Break

نا.بود

In خسته, روزانه, زنده, سریال on ژوئن 3, 2009 at 9:27 ب.ظ

برنامه ریزی هام شکست میخورن..

توضیح: اینو نوشتم که بعدا پاکش کنم،
مثل کاغذایی که توش احساسای بدمو مینویسم پاره میکنم.

..

In افاضات, دوباره ها, روزانه, زن on ژوئن 2, 2009 at 6:11 ب.ظ

شوهر مانند ماهی غزل آلا است،
که باید با نشان دادن طعمه لذیذ، او را صید کرد!
از *ساعت طلایی* لئون گارفیلد

پ.ن. عجب!

رد گزینه

In فضا، روزانه on می 26, 2009 at 3:16 ب.ظ

پستی
نوشته شده در
فضای انتخاباتی

EyE 2 EyE

In روزانه on می 23, 2009 at 10:12 ق.ظ

چقدر پشت سرم حرف زده بودی که
نتونستی
تو چشام نگاه کنی!؟

رو

In روزانه on می 21, 2009 at 9:45 ب.ظ

روزهایی که مزه نیمرو دارن

توت فرنگی

In دوباره ها, روزانه, زندگی on می 13, 2009 at 4:27 ب.ظ

و امروز از تولید توت فرنگی کیلویی خدا تومن خوشحالم به این دلیل که :
از وقتی بچه بودم
مامانم از ترس اینکه یه دونه خاک بره تو معده مون
اجازه نمی داد توت فرنگی بخوریم، فقط مربا.
انصافا اونایی هم که یواشکی خوردم مزه خاک میداد.

از طرف: یک توت فرنگی نخورده ندید بدید.

bLACK

In مبارزه on می 11, 2009 at 3:03 ب.ظ

سیاهی لشکر نباشیم

معرفی کتاب‌های دوست داشتنی – بازی وبلاگی

In روزانه on می 2, 2009 at 2:37 ب.ظ

با نزدیک شدن به برگزاری نمایشگاه کتاب،به دعوت امین فارسی، بیایید کتاب‌های مورد علاقه مان  را به هم معرفی کنیم،
این‌ها کتاب‌هایی هستند که از خواندن‌شان اخیرا لذت بردم :

داستان:
۱- بیراهه ای در زندگی من، جک گنتوس .
۲- صد سال تنهایی ، گابریل گارسیا مارکز، برگردان:کیومرث پارسای، 7500 تومان.
۳- چراغ ها را من خاموش میکنم، زویا پیرزاد.
۴- چه کسی پنیر من را جابجا کرد، اسپنسر جانسون.

مجموعه داستان کوتاه:
۵- به سلامتی خانم ها، آنتون چخوف، 3500 تومان .
۶- یادداشت های یک استعداد درک نشده، علی زراندوز، 1800 تومان.
۷- قصه هایی برای بزرگسالان،  ولادیمیر واینوویچ، 800 تومان.

از همه دوستان و غیردوستانی که این پست را دیدند، دعوت میکنم  در این بازی شرکت کنند.

دوره آموزشی بلند مدت

In خسته on آوریل 28, 2009 at 3:45 ب.ظ

نمی دونم تا کی باید
ادب رو از بی ادبان بیاموزم!!
توبه

در 100

In چند؟ on آوریل 25, 2009 at 1:10 ب.ظ

سیاهی لشکر زندگی کردن؛
حنا

نگاه

In زن on آوریل 21, 2009 at 4:46 ب.ظ

کیف پول زنانه
آینه دار!

RO.OT

In روزانه on آوریل 14, 2009 at 11:22 ب.ظ

ریشه انتظار را باید خشکاند

از ماست

In خوراک on آوریل 6, 2009 at 2:31 ب.ظ

ماست غذایی بهشتی

باز.دم

In زنده on آوریل 1, 2009 at 8:03 ب.ظ

ببینی و تنها ببینی
و دم برنیاوری

ایران سل

In ثبت نام ایرانسل on مارس 28, 2009 at 11:48 ب.ظ

روزی 2 مسج ثبت نام،
تا بدست اوردن 200 مسج رایگان.
هیچ کس تنها نیست

puZzZle

In زندگی on مارس 28, 2009 at 12:22 ب.ظ

زندگی خالیست،
جای خالی رو با کلمه مناسب پر کن.

نوروز و گاو حسن

In عیدانه on مارس 20, 2009 at 3:13 ب.ظ

با توجه به اینکه امسال به گاو حسن اختصاص داده شده، سال 88 سال بسیار ویژه و میمون و مبارکی به شمار میره :دی. به همین مناسبت یک تبریک ویژه از طرف اتل متل توتوله عرض نموده و سال خوب و خوشی رو برای همه آروزمندم.
در تاریخ باستان مقارن شدن سال 88 با گاو حسن، رویدادی بس خجسته اعلام شده است.
در نتیجه یک تصویر اختصاصی از حسن و گاو حسن رو در ابتدای سال افشا میکنم تا دوستدارن و مشتاقان راه گاو حسن رستگار شوند : ))

در این تصویر زیبا، حسن و گاو حسن به شکلی دوان دوان به سوی قلب سال نو در حرکت هستند.

کلا نوشت: نوروز مبارک.
پ.ن. با تشکر از الهام آرت!

بهار

In عیدانه on مارس 20, 2009 at 1:46 ب.ظ

به خوش آمد نوروز میرویم،
تا از قرار مبارک ایام
گلی تقدیمتان کنیم.

دهن بین

In اهم اخبار, قالب, نتایج, نگاه, هست، نیست on مارس 19, 2009 at 10:06 ق.ظ

گاهی بدون هیچ دلیلی
هیچ چیزی کافی نیست!

لال

In نوروز on مارس 16, 2009 at 10:38 ب.ظ

یه حرف، یه حرف
حرفای من کتاب شد.

بعدا نوشت:
لینک دانلود
با تشکر از آجر پاره

مردم

In نوروز on مارس 14, 2009 at 9:22 ب.ظ

=عیدی چی گرفتی؟
- خیلی بی جنبه ای!

SELFish

In ژانر on مارس 11, 2009 at 9:13 ب.ظ

در مواجهه با مشکلات جدید
یاد و خاطره قدیمی ها زنده باد میشه!

PsyCHE

In روزانه on مارس 10, 2009 at 8:55 ق.ظ

- یه چیزی بپرسم؟
* تو جون بخوا!

عزرائیل

خود گذشتگی

In روزانه on مارس 6, 2009 at 11:48 ق.ظ

خوبه خوبه، قضیه 
خیلی بنی آدم اعضای یکدیگرند، شد دیگه!

sƏ.Əm

In دوباره ها, روزانه, فیلم, نگاه on مارس 4, 2009 at 3:30 ب.ظ

آنچه میبینی، شاید
همانی نباشد
که به نظر میرسد. 

AtonƏmƏnt

پا یا لنگه کفش!؟

In روزانه on مارس 2, 2009 at 10:42 ب.ظ

آدمیزاد به جزئیات زنده است،
کلیات به راحتی درست میشه.


همیشه
یک زن در میان است

رو.غن

In آگهی، TV on مارس 2, 2009 at 12:58 ق.ظ

آیا روغن لادن دارای چه ترکیبی است
که بعد از غذا آدم چرتش نمیگیره آیا؟
و ناگهان خریدش میگیره آیا؟
عجب معجونی!

ProPer

In دیروزانه, فیلم on فوریه 28, 2009 at 12:17 ب.ظ

It happens when it’s needed.

Benjamin Button

وراجی

In اراجیف, روزانه on فوریه 26, 2009 at 12:42 ق.ظ

- تو چی گفتی؟
بعد اون چی گفت؟
بعد تو چی گفتی؟
بعد اینکه تو چی گفتی اون چی گفت؟
بعد اینکه اون چی گفت تو چی گفتی؟
و ادامه ماجرا در قسمت بعدی..

جوانه

In خاطرات, دیروزانه on فوریه 25, 2009 at 2:19 ب.ظ

از دفتر تجربیات یک خانم باتجربه:
وقتی از همه بدت میاد،
بدون که داری پیر میشی D :

خود به خود

In روزانه, نتایج on فوریه 24, 2009 at 8:39 ب.ظ

اثبات خود،
به خود،
عمل خطیری است که مرتکب می شوم.

HollyWO.OD

In اپن مایند، فیلم on فوریه 22, 2009 at 10:43 ق.ظ

هنوز آنقدر روشن فکر نشده ام که هوس را سرمشق زندگی م کنم.
با اینکه اون همه فیلم دیدم!
پ.ن. مدل وطنی ایرانی

De.Tail

In روزانه، شال on فوریه 21, 2009 at 12:17 ق.ظ

توضیحات بدون درخواست شدن –>یه جای کار می لنگه.
پ.ن. حواسم نبود!

2B

In هست، نیست on فوریه 20, 2009 at 11:40 ق.ظ

آنچه هست
لزوما آنچه نیست که باید باشد،
و آنچه نیست همان هست که باید هست.

rIgHT

In فیلم on فوریه 18, 2009 at 4:53 ب.ظ

A person who loves u 4 exactly what u r, ur bad mood, ugly, pretty, handsome.. what have u. The right person still gono think, sun shines out of ur a**.

Juno

خر.مگس

In درون و برون من, دوباره ها, روزانه, شعور on فوریه 17, 2009 at 1:30 ب.ظ

تقابل جایی مشخص میشود که
اطرافیان را مگس مزاحم ببینی،
و آنها تو را آنچه قبل نقطه است!

grOWth

In روزانه, قالب on فوریه 16, 2009 at 1:13 ب.ظ

تنها در یک رابطه امن،
میتوان رشد کرد و بس.

Fan.cy

In روزانه, سریال on فوریه 16, 2009 at 12:16 ق.ظ

در فیلم های ایرانی ،
قرص های آرام بخش
قبل از قورت داده شدن، تاثیر اعجاب انگیز خود رو نشون میدن.

پ.ن. توهم

Hop.e

In فیلم on فوریه 15, 2009 at 8:20 ب.ظ

 

I know u cant live on hope alone,
but without hope life is not worth living.

Milk

ErrOR

In دوباره ها, روزانه on فوریه 15, 2009 at 12:12 ب.ظ

دهن گربه بازه
حیای دیزی کجا در رفته.

پ.ن. Conceptual Error

Point

In روزانه, فیلم on فوریه 13, 2009 at 10:18 ب.ظ

 

I-There is a kind of love, one that gives you the courage to be better than you are, not less than what you are.
II-For one minute did you show him that you knew he’d lost anything precious.

Nights in Rodanthe

HaLL

In گیر ۳ پیچ on فوریه 13, 2009 at 6:26 ب.ظ

دلیل منطقی مسخ == حالت را میگیرم چون حالم گرفته است.
ر.ج. بیماری مزمن

استقـ.ـلال

In اهم اخبار, نگاه on فوریه 13, 2009 at 12:12 ب.ظ

در زندگی سنتی هم حتی
استقلال سولاخ است.

پ.ن. پیروزی

Van.K

In دیروزانه on فوریه 13, 2009 at 11:31 ق.ظ

وقتی از ون پیدا میشی
نمیدونی حواست به کله ت باشه نخوره به سقف،
یا حواست به پله باشه که پاتو کجا بذاری،
یا دستت که از کجا بچسبی،
آخرشم میخوری زمین.
کلا خیلی ستم می باشد.

Hi.ghSpeed

In روزانه on فوریه 11, 2009 at 12:30 ب.ظ

اینترنت سرعت بالا را
برای تماشای عکس میخواهم و بس.

ما.له

In دوباره ها، روزانه on فوریه 10, 2009 at 6:57 ب.ظ

تولید لبخند،
ابزار ماله کشی سیاهی ها.
ر.ج. قلقلک

in.FIRMity

In دوباره ها, روزانه on فوریه 9, 2009 at 10:37 ب.ظ

ضعف داشتن یک حقیقت مسلم
بین انسان هاست.

VaLLeY

In فیلم، کیفیت، ولی on فوریه 8, 2009 at 12:30 ق.ظ

دوربین! صدا! حرکت!
(فضا رومنتیک)
€ …من میخواستم بگم، ولی..(بدون مکث، بقیه جمله نک زبونشه)
¥ ولی چی؟(حالت چهره مش کوک زدن)
€ ولی..(داره میگه)
¥ ولی چی؟(جرات داری بگو)
€ (خفه میشی بگم یا نه!)
¥ نه! ولی چی؟(به نفع ت هست نگی ولی)
$ عالی بود، میریم سکانس بعدی.

¿ تماشاچی شلغمی بیش نیست.
پ.ن.دریغ از ذره ای ولی.

HerMitAge

In روزانه, قالب on فوریه 6, 2009 at 1:30 ب.ظ

سوزنم رو یه آهنگ گیر میکنه
و تا وقتی همه زوایاشو نشنیدم ولش نمیکنم

پ.ن. مررو خاطرات

PoPularity

In روزانه on فوریه 3, 2009 at 12:00 ب.ظ

تو بیشتر آلبوم ها فقط یه آهنگ خوب و هم اسم
خود آلبوم وجود داره،
و حداکثر دو تا و نه بیشتر. 

چرا؟
پ.ن. می تونه دلیل خاصی هم نداشته باشه

W.here

In تلخ نوشته, حذفیات, دوباره ها, شعور on فوریه 1, 2009 at 8:20 ب.ظ

این روزها همه روشن فکران
به دنبال “جای” مشکل می گردند، شما چطور؟

پ.ن. ولمون کن بابا

ReVeRse

In دوباره ها, دیوانگی, شعور on ژانویه 30, 2009 at 6:35 ب.ظ

خواستن و به دست آوردن نسبت
عکس دارند.

DopaMINE

In درون و برون من, دوباره ها, رمنس, پزشکی بهداشتی on ژانویه 29, 2009 at 6:35 ب.ظ

دوز دوپامین در من  را افزایش بده،
سازگار شده با من، این دوز بالا دوپامین حتی. 
پ.ن. هیجان

 

 

 

mONEy

In دوباره ها, روزانه on ژانویه 28, 2009 at 11:23 ب.ظ

اگه فرند فید برای ساعات حضور کاربرانش پول پرداخت میکرد،
الان خیلی پولدار شده بودم.
فرند فید استخدام نمی کنه؟ 

VisiTor

In دوباره ها on ژانویه 27, 2009 at 12:00 ب.ظ

و من هیچ وقت نفهمیدم چرا
همیشه بازدید کننده های دیروز وبلاگم بیشتر از امروز بودن،
و فردا هم همین قصه.

پ.ن. نکنه مثل فید برنر خودش چندتا اضافه میکنه دلمون خوش باشه : ))

U.re

In روزانه, شعور on ژانویه 26, 2009 at 6:35 ب.ظ

ترک عادت موجب مرض هست،
ولیکن گاهی ترک یک عادت
موجب برطرف شدن مرض میشه!

In روزانه on ژانویه 25, 2009 at 7:55 ب.ظ

گاهی اوقات انسان نیاز به تایید شدن
دارد و بس.

پ.ن. و دیگر هیچ

PAI.N

In شعور on ژانویه 24, 2009 at 12:00 ب.ظ

از بحران محبت 
رنج بردن،
خیلی ترحم برانگیز است.

پ.ن. استوار باشیم.
توجه: کلا گفتم.

He ro

In فیلم on ژانویه 23, 2009 at 10:11 ق.ظ

Some people hear their own inner voices,
with clearness,
& they live by what they hear,
Such people become Crazy 
someother become Legend.

 Legends of the Fall

dRAFT

In روزانه on ژانویه 21, 2009 at 6:35 ب.ظ

پست هایی که درفت می شن
هیچ شانسی برای پابلیش شدن پیدا نمیکنن

رجوع  می شود به: زمانبندی

To.oM

In مثبت on ژانویه 20, 2009 at 6:35 ب.ظ

روح و روانم  رژیم گرفته
هر غذایی را نمی خورد،
نحیف تر شده  
برایت خوشمزه ها را پیدا میکنم. 

پ.ن. زنگ زدن به پیتزا فروشی کتابخانه

 

سر.ما

In وارمر on ژانویه 20, 2009 at 9:31 ق.ظ

من موندم تو کار آقایون،
که چطوره که از کله به اون گنده ای فقط گوشاشون یخ میزنه!
پ.ن. گوش گرم کن عینکی شکل 8 )

|bLOCK|

In روزانه on ژانویه 19, 2009 at 10:22 ق.ظ

استفاده از اسلحه زمانی باید مجاز می شد،
که هدف درست انتخاب شده
و شلیک کردن بلد بودی.

پ.ن. Push the botton

SUB.ject

In پاره کاغذ on ژانویه 18, 2009 at 6:35 ب.ظ

نوشتن برای مخاطب
و مخاطب قرار دادن نوشتن،
فرسنگ ها فاصله دارن.

پ.ن. خودنویسی
ارجاع: کیفیت نویسندگی بعد و قبل

NaiL

In روزانه on ژانویه 17, 2009 at 6:35 ب.ظ

می خوام یه سری کتاب با خط میخی بخونم
فرق آدمای امروز و آنروزو پیدا کنم.
یعنی پیدا میکنم موردی؟

این هم اسمم به میخی
در ابتدای راه، به جهت یادگیری الفبا. 

LEGUME

In دوباره ها, روزانه on ژانویه 17, 2009 at 12:11 ب.ظ

آیا این روزها
کسی برای
وجدان و شجاعت، انسانیت و وفاداری
تره خرد می کند حتی؟

پ.ن. کیلویی چند؟
پ.ن. خرت از پل گذشت؟
نکته: چقدر شعار میدی!

glObal VillAGE

In دوباره ها, روزانه on ژانویه 15, 2009 at 4:02 ب.ظ

حالا هی بگید دهکده جهانی،
از پشت کوه فیل.تر و اینترنت کم سرعت
یک ده کوره ی محلی بیش نیست.
 
پ.ن. زیر گل بری

gO.oDer

In اهم اخبار, روزانه, نخودی on ژانویه 14, 2009 at 12:26 ق.ظ

حالا این مطلبو هزار بار شر^ کن
تو گودر*،
لامصب! کامنت دنیای دیگه ای داره!

پ.ن. گودر از رو همه مون رد شده؛ از یک گفتگو.
——————————————
^شر: Share
* گودر:  مخفف گوگل ریدر

PrisOn BreaK

In خاطرات, فیلم on ژانویه 13, 2009 at 2:32 ب.ظ

این روزها تب سریال Prison Break  داغ شده  و همه دوستان به دنبال سیزن های این سریال دوان دوان شدن و
بحث و گفتگو و رقابت بین تماشاگران افزایش پیدا کرده و هر روز داستان این سریال بیشتر لو میره .
 

یکی از مهمترین عواملی که در من انگیزه برای پست نوشتن ایجاد کرد اشتباهات تایپی موقع گفتگوها بود : )) به این شکل که موقع چت با ویدا همش به اشتباه به جای “پریزن بریک”،” پیرزن بریک”  تایپ می کردیم. 
این وقایا همان و زنده شدن یک خاطره در من همان. پارسال  که با یه سری از دوستان فیلم سینمایی “مهمان” رو تماشا می کردیم، یه واژه ای رو از این فیلم استخراج نموده و چپ و راست به هر دلیل بی مزه ای استفاده می کردیم. اونم مربوط به بخش از فیلم می شد که کرولاین سوار تاکسی امین حیایی بود و به جای این که بهش بگه “ترمز کن” می گفت ” بریک بزن” . این شده بود سوژه که ما سر کلاس ها وقتی استاد break میداد برای استراحت ، هی ما می گفتیم بریم بریک بزنیم . و بارها و بارها سر کلاس درس 1.5، یک استاد پرافاضات همش بریک زدیم :دی که آخرش هم شاکی شده بود که خانوم فلانی و فلانی چرا وسط کلاس رفتن  و بچه ها گفته بودن که بلیت داشتن و استاد مربوطه هم کف کرده بود که چرا بلیت این دوتا وسط کلاس منه =))

و این بود ربط این دو ویدئو بی ربط به یکدیگر : ))

laUGH

In اراجیف, دوباره ها, نگاه on ژانویه 12, 2009 at 11:26 ب.ظ

فرقی نمی کند،
خنده و گریه ی فروخورده،
هر دو تبدیل به بغض می شوند.

راه حل: نوشابه گاز دار سرد

sho.ot

In بیخوابی, دوباره ها, روزانه on ژانویه 11, 2009 at 5:26 ب.ظ

مدت های مدید در گیر کتاب و کاغذ و یار مهربان بود،
از قافله ی آدم ها عقب مانده بود،
به سمت خیل عظیمی از جمعیت پرتاب شد،
و امروز به دنبال مسیری برای بازگشت.

پ.ن. بین آدم ها همان تکرارها، مکرر است. نگریستن را می پرستم.
پ.ن. نیاز مبرم به آزمودن و آموختن

PREsence

In اراده، آدمی on ژانویه 11, 2009 at 3:32 ق.ظ

هر جایی
با ساکنانش معنی می شود.
پ.ن. زندگی با خاطرات اراده سنگی لازم دارد.

TORNADO

In بیخوابی, درون و برون من on ژانویه 10, 2009 at 12:59 ب.ظ

مبهم ها 
هیجان انگیزترند،

پ.ن. بر ملا شده ها خود هیجانند.

ChanGelinG

In شعور, مثبت on ژانویه 9, 2009 at 12:17 ب.ظ

+₣.ΰ.ç.К them
 % that is not exactly langauge 4 a lady
+ Yeh, there r times that is, exacatly the right language to use.

نتیجه:  و % به هدفش رسید و + رو هم نجات داد

TemPLATE

In قالب on ژانویه 5, 2009 at 11:00 ب.ظ

محیط فرهنگیه
شلوغش نکن
رجوع.شود.به. شابلون تعارفات کلیشه ای

bEdRO.OM

In coloring, حذفیات, روزانه on ژانویه 3, 2009 at 1:39 ب.ظ

خاطرات رختخوابی شما
بیان گر زوایای پنهان شخصیت شماست.

در بیان خاطرات دقت کنید شاید کسی نخواهد بشنود.

LO.ok

In روزانه, شعور, نتایج on ژانویه 2, 2009 at 12:10 ب.ظ

مثل سنگ واره 
بی توجه

پ.ن. حضور ذهن

ChiCken

In شعور, نگاه on ژانویه 1, 2009 at 9:13 ب.ظ

آدمایی که تو رو در درک یک مفهوم،
که از نظر خودشون پیچیده س،
کمک میکنن
جوجه هایی بیش نیستن معمولا،
مگر آنکه سوال شده باشند. 

پ.ن. جیک جیک

CloCk

In دوباره ها, نگاه on ژانویه 1, 2009 at 12:20 ب.ظ

زمان همه چی رو روشن میکنه،
در ضمن خیلی چیزا رو هم خاموش میکنه .

پ.ن. بعضی روشنی ها تو خاموشی معنی میشن