همیشه قبل و بعد
برام از اهمیت بالایی برخوردار بوده.
بایگانیِ آگوست, 2008
طی
In تو, روزانه, نتایج on آگوست 31, 2008 at 8:02 ب.ظحد
In روزانه on آگوست 28, 2008 at 9:13 ب.ظمیگن نجابت بیش از اندازه
نجاست میاره.
پ.ن.قضاوتی نمیکنم فعلا..
مقایسه
In روزانه, نتایج on آگوست 27, 2008 at 2:29 ب.ظبه کاربردن واژه اعتراف به جای صداقت
زیر سوال بردن واقعیت است.
تفکیک جنسیتی و مخالفت با هر پدیده نو
In روزانه on آگوست 22, 2008 at 1:17 ب.ظ![]()
این پست اولین نوشته ی غیرمینیمال من هست.که در راستای پاسخ به سوالاتی است که بارها در فرندفید توسط دوستانم از من پرسیده شده است. فرندفید برای من پایگاهی است که نظیرش در هیچ جا وجود ندارد.شبکه ای که در آن واحد صدها نفر در حال گفتگو با هم در یک وضعیت بسیار عادی و آرام پشت PC خودشون و بدون هیچ نگرانی و قید وبندی هستن. این جامعه نظیر ندارد به هیچ وجه .
متن زیر مرتبط با سوالات مکرر دوستانم در پارک بانوان است. در ایران امروز و بسیاری از جوامع دیگر به سادگی و خواه ناخواه جوامع زنان وجود دارند. ممکن است زنانی باشند که بخواهند دغدغه ها و مسائلی را بین همجنسان خود حل و فصل کنند و تنها دلیلش هم همنوع بودن است و نه هیچ چیز دیگر. یک مثال ساده بیان میکنم آیا وقتی میخواهید لباسی نو خریداری کنید ترجیح میدهید با مادر، خواهر یا دختران اقوام و دوستان خود به خرید بروید یا با پدر، برادر، یا پسرای اقوام و دوستان؟ نمیدانم جوابتان چیست ولی در بالای 70 درصد مواقع شخصا ترجیح میدهم با زنان خرید کنم
. مهمترین بحثم به این موضع معطوف میشود: آیا زنان امروز در جوامع زنانه موفق عمل میکنند؟ چه بخواهیم یا نه همواره جوامع زنان وجود داشته، مثل جمع های دوستانه، خوابگاه های دختران که همیشه جدا از پسران بوده، بسیاری از مهمانی ها به نام دوره، و.. . آیا زنان روشنفکر امروز در این جوامع نیز روشنفکرند؟ آیا همیشه روابط دختر و پسر، زن و مرد نیاز به بازنگری و اصلاح داشته است؟ این موضوع روابط دختر و پسر آنفدر مورد بحث و بررسی و روانکاوی قرار گرفته است که خود من به اندازه یک مصلح اجتماعی و مشاور خانواده در این زمینه اطلاعات دارم. این بحث ها همواره ادامه داشته و علاقمندان نیز آن را دنبال میکنند. و من دیگر خسته ام از فریادهای آزادی و برابری کورکورانه.
دغدغه و انگیزه ام از نوشتن این متن این است: آیا روابط بین همجنسان نیاز به بازنگری و اصلاح ندارد؟ آیا همیشه جنس مخالف مبدا و مرکز ثقل هر بحث اجتماعی باید قرار گیرد؟ آیا روابط بین همجسنان موضوعی حل شده است؟ بارها و بارها این تناقض بعد از حضور در جمع های زنان مثل مهمانی ها، حتی خانوادگی و با آقایان برایم بوجود آمده که آیا من هم از جنس همین زنانم؟ می دانم که حضور در چنین جمع هایی برای خیلی از دختران و پسران، مردان و زنان غیر قابل تحمل است. تا کی باید رنگ عوض کنیم؟ آیا چنین رفتارهایی در قرن 21 که از زنان مشاهده می شود برایمان قابل هضم است؟
خطاب به الناز خوبم در پاسخ به سوال اولش :” دوستان جریان این روم چیه؟ روم اختصاصی بانوان؟ اگر چه من به عنوان یک فمنیست به شدت طرفدار “همبستگی زنان” و برقراری مناسبات “خواهری” هستم اما داشتن روم اختصاصی زنانه چندان برام حل نشده. عین اون پارک اختصاصی زنان بالای سیدخندان. لزومی نمیبینم خودمون رو از دیگران جدا کنیم”
پاسخ: کسی شما رو از دیگران جدا نکرده و اگه یه زحمت کوچولو به خودت میدادی و محتویات روم رو بازنگری می کردی، شاید جریانو میفهمیدی. مناسبات موجود تو این روم بیشتر برای تفریح بوده و هیچ قصد و غرض خاصی برای جداسازی و تفکیک جنسیتی وجود نداشته و این روم پایگاهی نیست که مشتی بر دهان مردان بزنیم. و ایده های فمینیستی را گسترش دهیم. مناسباتمان دوستانه است و برای تفریح. این روم نیز مسبب همبستگی زنان و یا هر چیزی شبیه این نشده است.
در پاسخ به 2 سوال بعدی:” یه سوال دیگه هم داشتم. شما واقعن با پارک بانوان، استخر بانوان، ارایشگاه بانوان، تاکسی تلفنی بانوان، روم بانوان موافقید؟ یعنی تفکیک جنسیتی را در تمام این مکانها قبول دارید؟” و “کسانی که تو جامعه به تفکیک جنسیتی اعتقاد دارند و این تفکیک رو در خیلی از مکانها اعمال میکنند تصمیمشون رو بر همین اساس و با همین استدلال میگیرن که خب اینجا با بقیه جاها فرق میکنه! برای همین اینجا با اونجا فرق میکنه به نظرم توجیه خوبی نیست “
پاسخ: الناز خوبم، من نه نماینده دولت هستم و نه نماینده پارک بانوان بالاتر از سیدخندان. هیچ سیاسی بازی و هدف خاصی هم از نام گذاری همنام با اون پارک را ندارم. بیایم دیدگاهمان را اصلاخ کنیم و یا حتی به اصلاحش فکر کنیم. با چشمانی باز به مسائل بنگریم. آیا شما به عنوان یک زن مسلمان و یا ایرانی میتوانی بدون حجاب در حتی یک مکان عمومی داشته باشی؟ آیا زن ایرانی حق ندارد بدون داشتن روسری و پوششی مثل چادر حداقل برای کشته شدن شپش سرش و در محیطی غیر از خانه، آن هم اگر تنگنا های اقتصادی امروز اجازه داشتن حیاط داده باشد، بدون پوشش در فضای آزاد حداقل یک ساعت بگذراند؟ من با سیاست گذاران این پارک نه آشنایی دارم و نه می خواهم که داشته باشم و حتی یکبار هم به این پارک نرفته ام. فارغ از هر گونه تعصب مذهبی و اسلامی یا فمینیستی برایم این مهم است که یک زن مسلمان یا ایرانی حداقل می تواند در این فضا چنین تجربه ای را داشته باشد. هر چند ما ایرانیان افکاری از جنس فسیل داریم و آنقدر با این ایده مخالفت کردیم که وجهه زشت و غیر انسانی و احمقانه از این پارک ارائه دادیم و می دانم که روزی تنها مخروبه ای از این پارک باقی خواهد ماند. چرا؟؟ زیرا ما حاضریم برای به کرسی نشاندن عقاید پوچ و بی اساس و غیر منطقی خودمان هرچیزی را لگدمال کنیم. بیشتر جوامعمان در ایران امروز در حضور هر دوجنس بوده و پارک بانوان یا تاکسی تلفنی بانوان و یا هر مکان اختصاصی بانوان دلیل بر محدود کردن زنان به استفاده از چنین مکان هایی ندارد. هر انسانی حق انتخاب دارد و در صورتی که یک زن ایرانی بخواهد میتواند در این مکان ها حضور داشته باشد. هیچ دعوت جدی و اجباری برای استفاده از چنین مکان هایی برای زنی ارسال نشده است. پس زن ایرانی در این مورد آزاد است و انتخاب می کند.
بحث در این مورد آنقدر جا دارد که ساعت ها و روزها و ماه ها به آن اندیشیده ام. در نهایت این توصیه را میکنم که هر انتقادی، البته اگر راه صحیحش را میدانستیم، پیشنهادی هم به دنبال خواهد داشت. پیشنهادت را صمیمانه گوش فرا خواهم داد. در این روم هم به هیچ وجه گفته نشده که زنان تنها حق فعالیت در این مکان را دارند. شما آزاد هستی که انتخاب کنی. می دانم که نگرش شما نشان از احساسات پاک و صداقت در بیان آن داشته است. درک میکنم تو را چون خودم نیز روزگاری چنین حال و هوایی داشتم.خدا را شاکرم که یکی از آزادترین فضاها اینترنت است و کسی مثل من نمی تواند و حتی نمی خواهد، که آزادی را از کسی صلب کند. بپذیریم که مخالفت و نه انتقاد سازنده با هر پدیده ای ،امری عادی و پسندیده و مورد استقبال بین ایرانیان است. می خواهم بگویم که هر موضوعی جایگاهی دارد و هر انسانی حق انتخاب و اظهار نظر. ولی توهین و تحقیر و مخالفت های متعصبانه هیچگاه کاری از پیش نبرده است. بپزیریم که مخالفت و مبارزه با هر ایده و حرکتی چشمانمان را کور و آزادی را تبدیل به بن بستی وحشتناک تبدیل خواهد کرد.
در نهایت می گویم که من نه روزنامه نگارم و نه مقاله نویس و نه مصلح اجتماعی و حتی اطلاعاتم نیز در آن حد نیست که خودم را صاحب نظر اجتماعی بدانم و این موضوع یکی از مهمترین دغدغه هایم بود که به زبان ساده بیان کردم. به هر حال اولین مقاله اجتماعی بودن ایراداتی نیز در بر خواهد داشت و اگر در ادبیاتم نقص وجود دارد، که حتما، آن را به پای بی تجربگی ام بگذارید.
در پایان از خانوم توحیدلو تشکر میکنم.
مرتبط:
پارک زنان، نیازی که بسیار دیرپاسخ داده شد
جامعهشناسی نکنیم
کنفسیوس
In روزانه, نتایج on آگوست 16, 2008 at 11:58 ق.ظ.Life is really simple, but we insist on making it complicated
کش
In روزانه, نتایج, نک و ناله on آگوست 15, 2008 at 2:11 ب.ظهر چیزی دوره ای داره
تموم که شد، بیخودی کشش نده !
مبارزه
In روزانه, نتایج on آگوست 13, 2008 at 1:07 ب.ظمثل همیشه درک درستی از موضوع نداشتی
ترس مانعشه میدونم ..
selfish
In روزانه on آگوست 9, 2008 at 10:41 ق.ظمدیا پلیر محترم
وقتی هر روز سمت راست دسکتاپ قرار میدهمت
سرخود پریده و به سمت چپ نرو.
با تشکر
کلیک
+
In روزانه, مثبت on آگوست 8, 2008 at 10:37 ق.ظافکار و احساسات منفی ام را
روی کاغذهای باطله می نویسم
آنها را پاره میکنم و
در زباله دان انرژی مثبت میریزم.
از طرف مثبت ترین
برزخ
In روزانه, نتایج on آگوست 8, 2008 at 9:09 ق.ظسردگمی
استرس
برنامه ریزی مکرر
عجله
عدم داشتن اعصاب
توانایی انجام کار و نداشتن حوصله کافی برای انجام
تعریف برزخی است که اکنون درونش هستم.
MoMeNt
In تو, روزانه on آگوست 7, 2008 at 10:33 ب.ظسه روز منتظر اون لحظه بودم
شرمنده شدم
پس ستاره ها را میشمارم
Answers
In روزانه, نتایج on آگوست 7, 2008 at 8:49 ق.ظعدم پاسخگویی
یکی دیگر از نشانه های غیر حرفه ای بودن شماست.
آینده
In انیشتین on آگوست 5, 2008 at 9:55 ق.ظ“I never think of future.It comes soon enough”
Einstien
What about u?
درک
In نتایج on آگوست 3, 2008 at 8:35 ق.ظبا کسی درددل کن
که به اندازه یک اپسیلون درک درستی از
وضعیتت داشته باش.
از دفتر تجربیات فیلسوف اتل
